حکومت وحدت ملی - تاریخ: 1402/6/29 ساعت: 16:03
صدای هلهله ازارگِ شاهی بازمی آید عروسِ آرزوباعشوه وبانازمی آید سی ام سنبله درپیشِ چشمِ مردم کابل همای بختِ عین وغین درپروازمی آید بروی میز، اینک تا توافقنامه امضأشد صریر*چرخِشِ خودکار بااعجازمی آید سرشتند سرنوشت وحدت ملی سرازحالا بیارید آب وآیینه که سرونازمی آید «به پایان آمد این دفترحکایت همچنان با...
عیدقربان - تاریخ: 1402/6/29 ساعت: 16:03
عید قربان است ای گل! جان بقربانت کنم این دلِ بی صاحب ام را نذرچشمانت کنم مال ومِلک وهستی ودارایی ام را ای صنم صدقه ی لبهای چون لعلِ بدخشانت کنم گربخوابِ من بیایی یک شبی ازروی لطف ازکفِ پا تا به صورت، بوسه بارانت کنم کاش میشد تا قدم ها رنجه میکردی ومن: روی چشم و زیرِ سقفِ پُلک مهمانت کنم بعدازان درخا...
کج - تاریخ: 1402/6/29 ساعت: 16:03
گردِشِ چرخِ فلک کج چرخشِ پرکارکج تاگذاردخشت اول ، کج شود دیوارکج چرخِ گردون گرچه بروِفقِ مُرادِ مانگشت کج رَوِی ها کرده سروِ قامتم بسیارکج آسمانِ کج مدارُ ماه وانجم درنگین ماهِ نوچون فُرم هردو ابرویِ دلدارکج راستی کَم گشته اما کَج رَوِی هابیشتر بانوهای خانه کج ، زنهای شوهردارکج **** بس کن آقا ! کج ر...
مرشد - تاریخ: 1402/6/29 ساعت: 16:03
مرشددوباره دست به نیرنگ میزند برسقفِ قصرِ خیالی اش رنگ میزند باشیوه های ناشیانه ی خود بازهم سنگی گرفته که درپای لنگ میزند دستِ چه بی حیاوچه بی شرم ازقفا برشیشه ی صفای دل من سنگ میزند بانو! صدای موسیقی پاپ میدهد آنگه که شانه به موی توآونگ میزند مصراعِ چشمهای توابیات شعرمن شعری که عاشقانه به دل چنگ می...
سجده گاه چرکین ارباب - تاریخ: 1402/6/29 ساعت: 16:03
ازچشمِ زخم خورده ام خوناب میچکد کزقلبِ من بجای خون آب میچکد هرآنچه قتل وغارت وبی رحمی است اگر وزسجده گاه چرکینِ ارباب میچکد ازناودانِ خانه ی همسایه روزوشب گلا بروی عابران پیشاب میچکد چندی شده که قسمتِ ما سنگ گشته است برساغررقیبان می ناب میچکد خودکارکن وخانه ات آباد هموطن ازجهدِ توست که شیره زعناب می...
غزل - تاریخ: 1402/6/29 ساعت: 16:03
امروزاگرکه خسته وتنها نشته ام درآرزوی همدمِ فردا نشسته ام ازیادِ چشم های تو خوابم پریده است درامتدادِ آن شبِ یلدا نشسته ام باقامتِ خمیده و باقلب آتشین درانتظارِ قامتِ رعنا نشسته ام موجِ سراب دیدم و آبی به یَم نبود افسوس روی کشتی رویا نشسته ام عمرم به آخرآمد ومهرت زدل نرفت لطفی زتوندیدم وبی جا نشسته ...
- تاریخ: 1402/6/29 ساعت: 16:03
باکوله بارِعشق وغزل، پیشِ من بیا باخاطراتِ ماهِ عسل، پیشِ من بیا پاک وزلال، شبنمِ گلبرگ های یاس تادرلباسِ سبزِحمل، پیشِ من بیا صبح ات بخیرغنچه ی خندان زندگی ناخن نمایِ اهلِ محل، پیشِ من بیا مَین است درمسیرِخیابانِ عاشِقی نی نی، زراهِ کوه کُتَل، پیشِ من بیا گفتی، که پشتِ خواهرکت خیلی دِق شدی دیدارِ و...
آسمان شهر - تاریخ: 1402/6/29 ساعت: 16:03
آسمانِ شهرِما، بغض کرده وُ اخمی ست آفتابِ، زیرِ اَبر، دل پُر از پریشانی ست جاده های بی عابر، کوچه ساکت و خلوت روحِ خانه ها سردو، سُفره های شان خالی ست خیلی ازکبوترها، فوج فوج، سرگردان بال های پروازش، تیر خورده و زخمی ست تاگرفته از دختر، ریسمانِ بازی را وسعتِ نگاه هایش، پشتِ پنجره مخفی ست کوچ کرده ان...